آرشیو
هلال احمر
سازمان ملی جوانان
40چراغ
SPRC
OHCHR
ایران اهدا
یکشنبه 27 اسفند ماه سال 1385

دارم پیاده تو لجنا چلکه می‌زنم!

شایدم یادم بره...

خیابونای این شهر هنوز بوی کسی رو می‌ده...

که حتا این نوشته‌ها رو نمی‌خونه!!!             

«سال نو خوش!»

 

پ.ن: چهار خط اول و این پا نوشت تنها کاربرد فیزیکی (جهت خالی نبودن عریضه) داشته و فاقد هر گونه صحت و ارزش معنوی‌است!

 


جمعه 25 اسفند ماه سال 1385

عدالت‌جویی -به نظر من- زاده‌ی محدودیت امکانه...

پس خود این محدودیت -در ذات- یه نوع بی‌عدالتیه! 

پ.ن: چی گفتم!


پنجشنبه 24 اسفند ماه سال 1385
بدون شرح!

۱.موی سر رسول خدا (ص)

الف) سیاه بود          ب) سفید بود         ج)جز چند مو بقیه سیاه بود        د)در آخر عمر سفید شد

۲.آیا مخرج بول و غائط با ۳ سنگ پاک می‌شود؟

الف)هر دو پاک می‌شود                                   ب)هیچ‌کدام پاک نمی‌شود

ج)مخرج بول پاک می‌شود ولی مخرج غائط پاک نمی‌شود           د)مخرج بول پاک نمی‌شود ولی مخرج غائط پاک می‌شود

۳.کدام‌یک از گزینه‌های زیر از خصلتهای خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟

الف) وقت‌شناسی- غیرت مردانه                       ب) وقت‌شناسی- سخاوت

ج) شجاعت و کثرت آمیزش با همسر                  د) برچیدن غذا از زمین- تند راه رفتن

...


سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385

مامان! هر کاری می‌کنم یادم نمی‌ره اون بار که با دوستم واستاده بودم و اون داشت سیگار می‌کشید چطور اومدی جلو و زدی تو گوشم. بی این که گناهی کرده باشم...

«چرا؟»


شنبه 19 اسفند ماه سال 1385

فک کن می‌ری تو یه سایت توپ و یه یادداشت توپ می‌خونی و تموم جنبنده‌های وجودت پر از نظر می‌شه و

دلت می‌خواد تا صب به‌به و چه‌چه را بندازی اما می‌بینی که به دلایل نا معلوم کامنتینگ نداره و حسابی ک...نت می‌سوزه!

آخ که دلت می‌خواد مانیتور رو تو سر صاب سایت خورد کنی! (قابل توجه دوستان نظر بدهید ننویس و خود منزوی نما گرا!!!)

تموم شد!


شنبه 19 اسفند ماه سال 1385

تیغ حرومزاده...

خوب می‌دونی که نمی‌تونم!

 

Note: با اجازه‌ی اف‌ام عزیز!!!


چهارشنبه 16 اسفند ماه سال 1385
اطلاعیه

«اگه می‌خونیش برگرد»... اه!

تو که سواد نداری!


چهارشنبه 16 اسفند ماه سال 1385
نیچه می‌گه: «هیچ عقلی باهوش‌تر از غریزه نیست.»

دوشنبه 14 اسفند ماه سال 1385

فاجعه اون‌جایی اتفاق می‌افته که یه دختر ایکبیری تو اتوبوس تهران ازت بپرسه: «بچه رشتین؟!!!»


دوشنبه 14 اسفند ماه سال 1385

کسی می‌دونه کجا می‌شه گم و گور شد؟

آهاااااای! کسی این‌جا نیست؟!


چهارشنبه 9 اسفند ماه سال 1385

یه چیزی تو زندگی هس...

درد یا زخم یا هر کوفت دیگه‌ای...

بالاخره یه چیزی هس که بد جوری آدمو می‌خوره...

می‌خوره... می‌خوره...


دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385

ای خدا که در آسمان هستی      کاشکی ساکن زمین بودی!


یکشنبه 6 اسفند ماه سال 1385

نبودم! آخه داستانم تو چهارمین جشنواره‌ی سراسری شعر و داستان جوان (فلک‌الافلاک)

سوم شد! فردا برمی‌گردم رشت و باز نوستالژی!!!


چهارشنبه 2 اسفند ماه سال 1385

- «جواب ابلحان خاموشیست.»

- «از جوابت مچکرم!»


سه شنبه 1 اسفند ماه سال 1385

بابا این لیوان خالیه... کدوم نیمه‌ی پر لعنتیااااا؟





لینک‌دونی گواش
مهمونا: 44370

کلیک نکن
کتونی چینی
خودم
آئورا
Powered by BlogSky.com