آرشیو
هلال احمر
سازمان ملی جوانان
40چراغ
SPRC
OHCHR
ایران اهدا
پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387

واسه افتادن یه اتفاق فقط یه تضمین وجود داره:

«افتادن اتفاق!»


سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387

دیشب یه بابایی بعد ۸ ماه SMS زده:

"Didi faramo0shet kardam"؟!!

 

 

 

 

پ.ن: طنز و تراژدی ۲ روی سکه‌ی واقعیت‌ان. فقط تو دومی آدم درگیره، تو اولی تماشاگر.


سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387

خدایا اونقدر بهم توان بده که بتونم آدما رو تا «آخرین جمله» تحمل کنم.

 

پ.ن: آدم عاقل ضد خودش انقلاب می‌کنه؛ آدم احمق ضد بقیه!


جمعه 3 خرداد ماه سال 1387
کسی که با واقعیت کنار می‌یاد یه بی‌درد الدنگه!

پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1387
شیخی فرمود

هیچ‌وقت دیوونه‌وار عاشق زنی نشو.

مگر در صورتی ‌که زن و بچه داشته باشی؛ چون در اون صورت آسون‌تر می‌شه اونا رو ول کرد!

 

 

 

 پ.ن: «مرگ قسطی» فردینان سلین رو بخون ببین چیکار کرده لامصب!

 


سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387
پدرت رو نباید بکشی

اما اگه این کار منفعت کلون داره معطلش نکن!


چهارشنبه 17 بهمن ماه سال 1386
تولد گواشی

گواششششششششششش تولدت مبارک...

و از همین قرتی بازیا!


پنجشنبه 11 بهمن ماه سال 1386

چه مسخره‌س باز شروع کردن! معرفی کردن خودت برای بار هزارم! به دوش کشیدن یه کوه خاطره! و پرسیدن سوالای تکراری:

«شما چه فیلمی رو دوست دارین؟!» «چه کتابی می‌خونین؟!»...

 

 

 

 

 

پ.ن: از دو چیز فرار کن: عقرب و دختر باکره!


شنبه 6 بهمن ماه سال 1386

اگه یه سیب بندازن وسط لجنا می‌پرم برش دارم...

بوی گند می گیری پسر... هم خودت هم سیب کوفتیت!

پ.ن: خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...چرا یه نقطه‌ی کوفتی نمی‌دی بذارم ته این رابطه؟!


شنبه 22 دی ماه سال 1386
عمران صلاحی گواشی!

اون روزا خوب یادمه

یه روزی بابام اومد مادرمو کتک زدش

بعدشم فرشامونو برد و فروخت.

مادرم گریه می‌کرد.

من می‌خواستم بابامو نفله کنم

من هنوز بچه بودم

                            خبر نداشتم که باید

یه نفر پیدا می‌شد «فقر»و می‌زد.


جمعه 14 دی ماه سال 1386

من فهمیده‌م در همیشه رو همون یه پاشنه می‌چرخه!

 

 

 

 

 

 

پ.ن: خودمونی گواشی به روز شد.


دوشنبه 26 آذر ماه سال 1386
آنتی بورژوازی گواشی

- «داداش اگه دستت به یه بورژوای کثیف عوضی امپریالست برسه چیکارش می‌کنی؟»

- «معامله‌م رو در می‌یارم وادارش می‌کنم جلوش زانو بزنه بگه تو معبود منی!»

- «بیست میلیون بهت می‌دم اینو به بابام بگو حالیش بشه پول تو جیبی منو هاپولی کردن یعنی چی!»


جمعه 16 آذر ماه سال 1386

می‌یاین با هم نفهمیم؟


سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
اندر باب روان‌شناس شناسی

دکتر اگه بهت می‌گفتم از نظر من تو یه فاحشه‌ی بدبختی که یه ساعت زیر لجن‌های وجود من غلت می‌زنی و بعد یه دسته اسکناس مچاله شده واسه حق‌الزحمه می‌گیری و تو چاک سینه‌بندت قایم می‌کنی، دیگه گیر نمی‌دادی: «خودتو بریز بیرون... خودتو بریز بیرون!»

 

 

 

پ.ن: اگه سادیستی هستی... اگه می‌خوای همه رو واسه دو کلمه کامنت گذاشتن بیچاره کنی... اگه می‌خوای نفرین و ناله‌ی یه امت پشتت باشه... تو بلاگ‌فا یه وبلاگ وا کن.


یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386

خدایا فقط تو مونده‌ی برام...

خدایا؟!





لینک‌دونی گواش
مهمونا: 40124

کلیک نکن
کتونی چینی
خودم
سور بز
Powered by BlogSky.com